رشــــنو

لبخند بزن ، دنیا به لبخند تو محتاجه :)

لبخند
یک منحنی ساده است
که میتواند هزاران بار معجزه کند
چرا از هم دریغ کنیم ؟
پیامبر شادی هارا ...

۱۷ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

" یکی از این فکت های دوزاری اینستاگرام گفته بود رابطه های لانگ دیستنس اموشنال ترند . چشم بسته غیب گفته بود . این یکی را لااقل من خوب میفهمم. احتمالا از هر نوع دیگری از عشق بیشتر باعث ترشح اوکسی توکسین و هورمون های وابسته اش میشود و این هورمون های لعنتی ادم را حسود میکنند . ادامه ی مطلب ... "

از اون متنهایی که شاید خیلیها باهاش همذات پنداری داشته باشند ، اینبار با صدای من بشنوید :)


:: فایل شماره ی 39 | لینک وبلاگ | لینک دانلود فایل صوتی | رادیو بلاگیها blogiha@

  • ‎۳۳۶ ـُمین روزِ سال
  • میپسندم   ۱
  • آقای بنفش

سلام بانو

امیدوارم حالت خوب باشد . میدانم که خیلی وقت است برایت نامه ننوشته ام ، راستش را بخواهی دیگر دل و دماغ سابق را ندارم ، این روزها هر وقت که دلتنگی امانم را میبرد مچاله میشوم روی کاناپه ی کنارِ پنجره ، زانوهایم را محکم بغل میکنم و غرق میشوم در رویا . غرق میشوم در رویای کنار تو بودن ، دستم را میگیری و با ذوقی وصف ناپذیر ساحل آرام دریا را تا بی نهایت با هم میدویم ، صدای خنده هایت آسمان را پر کرده و هیجان طوری در چشمهایت موج میزند که انگار میخواهی چیزی را نشانم بدهی . باد موهای مشکی ات را به رقص درآورده و پرتوی خورشید ، صورت سفیدت را درخشان تر از همیشه کرده . 

گفتم باد ، ای کاش باد بودم و می پیچیدم لای موهایت ، 

و آنقدر عمیق نفس میکشیدم که تمام وجودم پر میشد از عطر تو .

گفتم خورشید ، کاش همان پرتوی خورشیدی بودم که گونه های تو را لمس میکرد .

کاش همان ژاکتی بودم که شانه های تو را گرم میکرد ،

و یا لیوان آبی که به لبهای تو بوسه میزد .

کاش ... کاش فقط کنارت بودم بانو ...

  • ‎۳۳۵ ـُمین روزِ سال
  • میپسندم   ۲
  • آقای بنفش

گاهی اوقات فکر های عجیبی به سرم میزند 

از آن فکرهایی که باید آهسته باشند تا به گوش کسی نرسند ...

فکر میکنم به اینکه آیا آنجا که تو هستی هم آسمان آبی است ؟

دلتنگی در بساط تو هم هست ؟

آنجا هم برای سربازان بالای دکل و هواپیماها دست تکان میدهند ؟

آنجا که هستی پیش از باریدن باران آسمان تیره میشود ؟ 

آنجا هم آدمها به وقت دلتنگی فال حافظ میگیرند ؟

آنجا که تو هستی هم برای عکس گرفتن تا سه میشمارن ؟

چرا همیشه فکر میکنم آنجا که تو هستی آدمها خوشبخت ترند ؟!

راستی آنجا که تو هستی من هم هستم ؟


:: از اجراهای بسیار دوست داشتی شاهین شرافتی [ بشنوید ] | رادیو صدای زمین

  • ‎۳۳۴ ـُمین روزِ سال
  • میپسندم   ۰
  • آقای بنفش

" کاش میشد در همان لحظه، دقیقا در آن لحظه جادویی احساس را گرفت و توی شیشه ای حبس کرد. همان احساس فوق العاده پر از لبخند را میگویم ! بعد هروقت دنیا سرلج افتاد، هروقت آن احساس لحظه ای قشنگ پرکشید و چیزی جز خاطره از آن باقی نماند، هروقت باز پرت شدیم به وادی این روزمرگی، یواشکی در شیشه را باز کنیم و بو بکشیم و باز پُر شویم از آن . ادامه ی مطلب "


:: فایل شماره ی 35 | لینک وبلاگلینک دانلود فایل صوتی | رادیو بلاگیها blogiha@

  • ‎۳۳۳ ـُمین روزِ سال
  • میپسندم   ۰
  • آقای بنفش

" هر وبلاگ یک رسانه س " ، تیتری که از همون ماه های اول که شروع به وبلاگنویسی کردم همیشه سایه ش روی همه ی فعالیت های مجازیم بوده . وبلاگ من ، رسانه ی شخصیِ منه ، فضایی که شخصی بودنش بهم اجازه میده تا راجع به هر موضوعی که دوست دارم بنویسم ، اما رسانه بودنش برای من ایجاد مسئولیت میکنه تا موضوعات مورد نظرم رو هرجوری که دلم خواست ننویسم . این دوتا موضوع اصلا همدیگه رو نقض نمیکنن ، حتی برای هم مکمل هم هستند . اکثر ما وقتی چیزی مینویسم امیدواریم که نوشته هامون خونده بشن ، خواننده هامون برامون مهم اند . پس باید حواسمون به چیزی که مینویسیم باشه . اما در طرف مقابل خواننده ها هم باید این حق رو برای وبلاگنویس قائل باشند که میتونه توی فضایی که متعلق به اونه هر چیزی که توی ذهنش میگذره رو بنویسه . باید یادبگیریم به عنوان دو تا انسان حقوق همدیگه رو رعایت کنیم . اگر نوشته ای رو نمیپسندید و یا حتی اگه از شخصیت نویسنده ی اون مطلب خوشتون نمیاد به جای توهین و بی احترامی خیلی راحت ضربدر بالای صفحه رو بزنید و برید سراغ صفحات محبوبتون ...

  • آقای بنفش



:: بیاین با هم کمک کنیم پدر و مادرهای محک سخت ترین کار دنیا رو انجام بدن [ کلیک کنید ]

  • ‎۳۲۴ ـُمین روزِ سال
  • میپسندم   ۱
  • آقای بنفش

متولد شدی از نور و غزل

و فرود آمدی از قله ی ماه ، روی خوشحالترین سیاره  :))

  • ‎۳۲۳ ـُمین روزِ سال
  • میپسندم   ۰
  • آقای بنفش

" دلم نمیخواد غروب شه و ببینمش ، از اون روز به بعد دیگه غروب رو نگاه نکردم

  من به همه ی غروبهای بدون تو پشت میکنم "


  عاشق تماشای غروب بود ...

  • ‎۳۲۱ ـُمین روزِ سال
  • میپسندم   ۰
  • آقای بنفش

دیشب وقتی وبلاگ دوستان رو دونه دونه مرور میکردم به پیج آقای الف که رسیدم با این جمله رو به رو شدم " آدم دلش میخواد برگرده عقب تو همه صحنه هایی که سکوت کرده بغلت کنه "
خوندن همین یه جمله برای اینکه دوباره پرتم کنه تو خاطرات کافی بود ، برای اینکه از این اتاق و این مانیتور جدام کنه و ببرتم به همون غروبهای دوست داشتی کافی بود ، برای اینکه یهو زیر پاهام خالی شه ، برای اینکه همه ی دنیا توی سکوت غرق شه ، برای اینکه دوباره دلتنگی همه ی قلبم رو پر کنه کافی بود .
چشمامو که بستم انگار دوباره موندم توی همون ترافیکِ لعنتی و ناراحت از اینکه نتونستم به حرفم عمل کنم ، یاد وقتی افتادم که غروب رو تو اتوبان تماشا میکردیم و دلم میخواست بهت بگم زندگیِ من ، همه ی مردم جهان اشتباه میکنند ، این خورشیدِ که به دور زمین میگرده ...

  • آقای بنفش
یکی از معجزاتش اینه که وقتی نیست یه جوریه که انگار هست ،
و وقتی هست انگار دیگه هیچ کس نیست ، فقط خودشه ، فقط خودش ...
  • ‎۳۱۸ ـُمین روزِ سال
  • میپسندم   ۰
  • آقای بنفش